ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

55

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

خنكى مصنوعى ترجيح مىدهند . پس بهتر است خارجيها در هر موقع روز از زيرزمين پرهيز كنند . طرفهاى غروب و شب اقامت در اين زيرزمينها مطلقا براى ايرانيها هم زيان‌آور است و به همين جهت از آنجا به صفهء ايوان يا پشت بام مىروند . براى ايجاد تهويهء لازم در زيرزمين يا اتاق اصلى وسيلهء خاصى ابداع كرده‌اند كه به آن بادگير مىگويند . بادگير عبارت است از مجراى بلندى كه از زيرزمين شروع مىشود و تا فاصلهء هشت تا بيست پا بالاى بام خانه قرار مىگيرد . در وسط توسط يك ديوار چليپا شكل به چهار فضاى مساوى تقسيم مىشود درحالىكه در طرف بالا ديگر ديواره‌هاى اطراف وجود ندارد . باد از هر طرف كه بوزد به دام بادگير مىافتد ؛ بين هواى بالا و هواى زيرزمين جريان ايجاد مىشود و اين جريان اغلب به حدى است كه هرگاه كوزهء سفالى را كه پر از آب است در معرض آن قرار بدهيم آب آن خنك و گوارا مىشود . در محل تلاقى مجرا با زيرزمين در كف تالار سوراخى تعبيه كرده‌اند با شبكه‌اى آهنى ؛ از اين طريق در آنجا نيز جريان هواى شديدى بوجود مىآيد كه در فاصله‌اى از آن هوا را خنك و مفرح مىكند . يك طريقهء ديگر براى خنك كردن هوا - بدون آنكه مجبور باشند عوارض جنبى اقامت در زيرزمين را تحمل كنند - در خانهء ثروتمندان است كه در آن آب جارى وجود دارد . به آن سرداب مىگويند . سرداب عبارت است از اتاقى ، يا بهتر بگوئيم دهليزى هم‌كف زمين و قدرى هم از آن پائين‌تر كه در دو طرف رو به باغ خود ديوار ندارد . جريان هوا همراه با جريان و تبخير آب اين اتاق را در روزهاى گرم تابستان به اقامتگاهى مطبوع و مفرح بدل مىكند . مانند تمام ممالك جنوبى چندان در پرواى گرم كردن خانه نيستند . نه از آن جهت كه در ايران هوا سرد نمىشود يا سرما محسوس نيست بلكه از آن جهت كه دورهء سرما خيلى كوتاه است و با طبع ايرانى سازگار نيست كه براى رفع يك ناراحتى زودگذر خود را به دردسر بيندازد و خرج زياد تقبل كند . تنها در منزل متمولين چند اتاق كوچك زمستانى هست كه در آنجا بخارى نصب مىكنند . بخارى عبارت است از يك فرورفتگى در ديوار كه از آنجا لوله‌اى به طرف سقف مىرود ؛ پوشش خارجى آن با گچ‌برى ، طلاكارى ، آرابسك و تحرير ابياتى مزين است . بهنگام هجوم سرما خود را در پوستين مىپيچند و نزديك بخارى چندك مىنشينند و بطور مستقيم حرارت را در خود جذب مىكنند بىآنكه زياد از دود ناراحت بشوند ، زيرا دود بدون مانع از درها و پنجره‌هاى باز براى خود مفرى پيدا مىكند . بخاريهاى اروپائى باب طبع ايرانيها نيست زيرا آنها از نشستن در اتاقهاى در بسته ناراحت مىشوند و از هواى خفه و بخارى كه متصاعد مىشود شكوه مىكنند و مىگويند هوا « بخار دارد » . اما بر خلاف آنچه گفته شد از آلات و وسايل مخصوص بخارى خوششان مىآيد و با آن آتش را هم مىزنند . به روى ذغالهاى سرخ شده قطعات گوشت را كه به « سيخ » كشيده‌اند كباب مىكنند و به آن « سيخ كباب » مىگويند و اين كارى است كه حتى شاه گاه و بيگاه شخصا انجام مىدهد .